X
تبلیغات
۞۞ همه چیز از همه جا - سایت یکصدا۞۞
بسم الله الرحمن الرحیم - اول هر کاری - ثابت دوشنبه 1391/01/07 0:17 قبل از ظهر
  بسم الله الرحمن الرحیم


سالروز ولادت امیرالمومنین امام علی  علیه السلام



و روز پدربر شما و مسلمانان و شیعیان جهان


خصوصا امام زمان ارواحنا فدا تبریک و شاد باش باد




خدا حافظ است

لااله الا الله


محمد رسول الله

علی ولی الله - امام اول
«به خدا قسم روزى مانند اين روز هرگز نديدم. چقدر كار پسر عمويش را محكم نمود! براى

او پيمانى بست كه جز كافر به خدا و رسولش آن را بر هم نمى زند. واى بر كسى كه پيمان

او را بشكند.»

عمر نزد پيامبر(صلي الله عليه و آله) آمد و گفت: شنيدى اين مرد چه مى گفت؟! حضرت فرمودند: او را شناختى؟ گفت: نه. حضرت فرمودند.

«او روح الامين جبرئيل بود. تو مواظب باش اين پيمان را نشكنى. اگر چنين كنى خدا و رسول و ملائكه و مؤمنان از تو بيزار خواهند بود!»   (واقعه غدیر خم )

***************- ********************************************
ما 12 تا امام بیشتر نداریم و آخرین آنها مهدی موعود و موجود  امام زمان ارواحنا فدا است



1 - على بن ابى طالب (عليه السلام)
2 - حسن بن على (عليه السلام)
3 - حسين بن على (عليه السلام)
4 - على بن حسين (عليه السلام)
5 - محمد بن على (عليه السلام)
6 - جعفر بن محمد (عليه السلام)
7 - موسى بن جعفر(عليه السلام)
8 - على بن موسى (عليه السلام)
9 - محمد بن على (عليه السلام)
10 - على بن محمد (عليه السلام)
11 - حسن بن على (عليه السلام)
12 - مهدى (عليه السلام)



غزه

باز هم در محرم خون بر شمشیر پیروز شد


بحرین

کیست که از مظلوم حمایت کند . . .

هولوکاست و نسل کشی بر ضد مسلمانان میانمار


آهای مدعیان و کسایی که دم از عدالت و اسلام و خداپرستی میکنید

کسی بین شما نیست به پاخیزد و از برادر و خواهرش حمایت کنه



بترس از ستم کردن بر کسی که جز خدا کسی را ندارد!!!!!----------------------------------




مهم
شما وقتی با اهل تسنّن مواجه شدید نیایید بحث خلافت امیرالمؤمنین را مطرح کنید، بحث را از اینجا شروع کنید بگویید که همه اهل تسنّن در مسائل فقهی به چهار نفر مراجعه می کنند ابوحنیفه و شافعی و مالک و ابن حنبل واینها یا مستقیماً شاگرد امام صادق(ع) بودند مثل ابوحنیفه و یا مع الواسطه شاگرد بودند و هر کدامشان درباره امام صادق(ع) بیانات جالبی دارند درباره اعتراف به فقاهت و اعلمیت ایشان و مارأیت أفقه من جعفر بن محمد و از این جور تعبیرها. شماها می گویید از این شاگردهای امام صادق(ع) تقلید می کنید. در واقع، وقتی از این شاگردها تقلید جایز باشد از استادی که خود این شاگردها به فضل او اعتراف کردند تقلید نمی شود کرد؟! این چه منطقی است، ما از استاد اینها داریم تقلید می کنیم ما شیعه ها کارمان این است که از امام صادق(ع) تقلید می کنیم، شما از ابوحنیفه تقلید می کنید از شافعی، بسیار خوب چرا اجازه نمی دهید ما از امام صادق(ع) تقلید کنیم .آنها که همه شان اعتراف دارند که امام صادق(ع) افقه بوده و هیچ کسی نمی تواند این را رد بکند این منشأ این می شود که آنهایی که اهل انصاف باشند و واقعاً غرضی در کارشان نباشد تصدیق کنند که بله می شود این کار را کرد کمااینکه شیخ شلتوت این کار را کرد و عمل به فقه شیعه را جایز دانست بلکه بعضی قوانین مصر در آن زمان بر اساس فقه شیعه تنظیم شد مثل مسأله طلاق، اهل تسنّن سه طلاقه در یک مجلس جایز می دانند آنها بر طبق قانون شیعه آمدند طلاق را گفتند باید در سه مجلس انجام بگیرد .

از این منطق وارد بشوید که ما شیعیان از استاد این امام های شما تقلید می کنیم تا آنها منطقاً هیچ دلیلی بر ردّ مذهب ما نداشته باشند ناچار باشند بپذیرند که کار صحیحی می کنید ، وقتی این کار صحیح شد و مذهب شیعه به عنوان یک مذهب رسمی شناخته شد آن وقت مطالعه کتابهای ما برای آنها آزاد می شود ، اگر این کار بشود بسیار ما پیشرفت می کنیم و الان مانعی که هست و آن این است که کتاب های ما را مطالعه نمی کنند،وقتی این کتاب ها مطالعه شد کم کم به حقانیت مذهب ما پی می برند و اقلاً این دشمنی ها دیگر برداشته می شود،




برای لود کامل سایت لطفا کمی منتظر بمانید


بسم الله الرحمن الرحیم

صلواتی بفرستید

 ((اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم ))

به یادگار برای کوله بار اون دنیا برای 14 معصوم (ع) و حضرت معصومه (ع)  و حضرت رقیه  و زینب کبری و خصر نبی(ع) و حضرت عیسی (ع)و مریم مقدس و ابوالفضل العباس و 72 شهید کربلا و امامزاده چهلتنان و شاه عبدالعظیم حسنی و آقا علی عباس و مخصوصا پیامبر اکرم(ص) و حضرت مهدی  (ع)
و مخصوصا برای سلامتی حضرت مهدی  (ع) وحضرت عیسی (ع) و خصر نبی (ع)
که معتقدیم زندند و هرگز نمرده اند
از طرف خودتون و من  به یادگاری به این عزیزان
باشد که خدا و این عزیزان از ما قبول کنند



سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر

(با هر بار گفتن متن بالا بنا به حدیث پیامبر اکرم صلوات الله علیه صاحب 10 درخت از هر نوعی در بهشت میشوید پس خودتون رو محروم نکنید و متن بالا رو ذکر نمایید)




به جای اینکه منتظر علائم و نشانه های ظهور باشیم ، باید منتظر ظهور باشیم


به زودی باید انتخاب کنی ----با کی هستی و برگشتی نخواهید داشت


بهتره که الان که وقت هست انتخاب کنیم و اسممون و در لشگر حق و امام زمان ارواحنا فدا بنویسیم شاید فردا خیلی دیر باشد و یا فردایی نباشه که بشه انتخاب کرد




معنی لبیک یا حسین از نگاه سید حسن نصر الله



السلام علیک یا صاحب الزمان ارواحنا فدا

www.1seda.com

نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |

گیاه سخن میگوید چهارشنبه 1392/03/01 11:58 بعد از ظهر

گیاه با دوستانش سخن میگوید!


بیایید اکتشاف علمی که در سال 2012 منتشر شد را مرور کنیم. جایی که دانشمندان در دانشگاه Western Australia  تحقیقی جالب و البته عجیب را منتشر کردند. این تحقیق در مورد صادر کردن فرکانس های صوتی توسط گیاهان است که به علم Bioacoustics معروف است. دانشمندان در این زمینه به دلایلی دست یافتند که ثابت می کند گیاهان صدهایی از خود صادر میکند که بوسیله آن با هم ارتباط برقرار می کنند. این صداها ( پچ پچ گونه) را انسان نمیتواند بشنود و برای رصد کردن آن باید از دستگاه هایی با وضوح بالا استفاده کرد.

دانشمندان روش های فراوانی را کشف کردند که گیاهان به وسیله آن ها با همدیگر ارتباط برقرار می کنند مانند روش کیمیایی، روش نوری و روش الکترومغناطیسی همچنین بعضی از گیاهان با انتشار گازهایی در هوا همنوعانش را از وجود خطر آگاه می سازند. 

اما تحقیقات جدیدی که در مجله منتشر شد بیان میکند که گیاهان از . . . .









(دانلود در ادامه مطلب )


برچسب‌ها: قران, معجزه, صحبت کردن, سجده, گیاه
ادامه مطلب
نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |

 امام رضا هنگام ولادت امام جواد چند ساله بود؟

چرا به امام هشتم پیش از تولد فرزندش طعنه می زدند؟






عمر مبارک امام رضا (ع) به چهل و هفت سال رسیده بود و عقربه تاریخ، سال 195 هجری را نشانه می رفت ولی هنوز امام نهم متولد نشده بود .
مسئله جانشینی امام رضا (ع) اصحاب و شیعیان حضرت (ع) را متاثر کرده بود . این اندوه زمانی به فزونی رفت که فرقه واقفیه که بنا به دلائل مادی و تصرف سهم امام و عدم بازگرداندن آن به حضرت رضا (ع) ، قائل به غیبت امام کاظم (ع) شده بودند، و در تبلیغات خویش عدم داشتن فرزند پسر از سوی امام رضا (ع) را دلیل بر ادعای موهم خود می دانستند. تا جایی که یکی از همین افراد در نامه ای خطاب به حضرت نوشت :تو چگونه امام هستی در حالی که فرزندی نداری !
حضرت در پاسخ فرمودند : تو از کجا می دانی که فرزندی ندارم ، به خدا سوگند روزها و شبها سپری نمی شود مگر اینکه خداوند فرزند پسری را به من عنایت فرماید که حق و باطل را از هم جدا سازد . (اصول کافی ج 1 ص 320)
همچنین یکی از یاران به حضرت عرض می کند :
امام پس از تو کیست؟
آن حضرت فرمودند : فرزندم
سپس گفت:آیا کسی که فرزند ندارد چگونه جرات آن را دارد که بگوید فرزندم ؟
راوی همین حدیث گوید:چند روز سپری نشده بود که امام جواد (ع)بدنیا آمد.(اصول کافی ، ج 1 ص 286)
همچنین ابن قیام واسطی جزو فرقه واقفیه که امامت حضرت رضا(ع) را قبول نداشت ، نزدآن حضرت آمد و به قصد عیبجویی حضرت گفت : آیا می شود که دو امام در یک مقطع زمانی با هم باشند ؟
حضرت(ع) فرمود : نه مگر آنکه یکی از دو صامت ( خاموش ) باشد .
ابن قیام گفت :پس چطور برای تو صامت نیست ؟
امام فرمود : چرا . به خدا سوگند خداوند برای من (فرزندی) قرار می دهد که حق وحق خواهان را استواری می بخشد و باطل و باطل خواهان را نیست و نابود میکند.( اصول کافی ج 1 ، 321)
داستان تولد امام جواد(ع)
تولد مبارک امام جواد (ع) نه تنها پایان بخش دلهره های شیعیان وافشای نیت فرصت طلبان و سود جویانی چون فرقه واقفیه بود، بلکه آغاز فصل نوینی از تاریخ ائمه اطهار است .
علامه مجلسی (ره) در جلاءالعیون می نویسد: ابن شهر آشوب به سند معتبر از حکیمه خاتون دختر امام موسی کاظم (ع) روایت می کند که :
روزی برادرم حضرت رضا(ع) مرا طلبید و فرمود: ای حکیمه امشب فرزند مبارک خیزران متولد می شود و باید تو در وقت تولد او حاضر باشی.
من در خدمت آن حضرت ماندم ، چون شب فرا رسید حضرت مرا با خیزران و زنان قابله به حجره آورد و چراغی نزد ما افروخت و از حجره بیرون رفت و در را بر روی ما بست .
حکیمه خاتون می افزاید : خورشید امامت با بدنیا آمدنش حجره را نورانی کرد بر آن حضرت پرده نازکی چون جامه احاطه کرده بود و نوری از حضرت ساطع می شد
چون نور مبین را در دامن گرفتم . آن پرده حائل را از خورشید جمالش دور کردم . حضرت امام رضا(ع) به حجره آمد .
پس از آنکه حضرت جواد (ع) را در جامه ها مطهر پیچیده بودیم و حضرت رضا(ع) آن گوشواره امامت را از ما گرفت و در گهواره عزت و کرامت گذاشت و آن مهد شرف و عزت را به من سپرد و فرمود : از این گهواره جدا مشو .
چون روز سوم ولادت فرا رسید، امام جواد(ع) دیده حقیقت بین خویش را به آسمان گشود وبه سوی راست و چپ نظر کرد و به زبان فصیح ندا داد :
"اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله ."
چون این حالت غریب را از آن نور دیده مشاهده کردم، به خدمت حضرت رضا(ع) شرفیاب شدم و آنچه دیده و شنیده بودم را به خدمت حضرت عرض کردم .
حضرت فرمود :پس از این عجایب بسیار را بیش از آنچه مشاهده کردی، مشاهده خواهی کرد.
برچسب‌ها: امام رضا, امام جواد, فرزند, امام نهم, جانشین
نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |


دعایی که امام رضا(ع) از یوشع نبی نقل کرده است


از امام رضا(ع) روایت شده، هر کس دوست دارد با ثواب بیشتری ببرد و حق چیزهایی که خداوند به او بخشیده را به جا آورد، هر روز دعایی را بخواند که «یوشع» جانشین حضرت موسی(ع) می‌خواند.
در این دعا آمده است:

«سبحان الله کما ینبغی لله، والحمدلله کما ینبغی لله، ولا اله الا الله کما ینبغی لله[ والله اکبر کما ینبغی لله] ولا حول ولا قوة الا بالله، وصلی الله علی محمد و اهل بیته، النبی العربی الهاشمی و صلی الله علی جمیع المرسلین و النبیین حتی یرضی الله.»

خداوند متعال از هر گونه عیب و نقصی پاک و منزه است چنان که برای او شایسته است، و سپاس و ستایش برای خداوند است آنچنان که سزاوار اوست،‌ و هیچ معبودی جز خداوند نیست آنچنان که شایسته مقام وحدانیت است و خدا بزرگ‌تر از آن است که به وصف در آید، چنانکه شایسته آن است، و هیچ نیرو و قدرتی نیست مگر به اراده و کمک خداوند. و درود و رحمت خدا بر محمد(ص) و اهل بیتش باد، پیامبر عربی هاشمی، و درود و رحمت خداوند بر تمام فرستادگان الهی و پیامبران تا آنجا که خداوند از آن درود خشنود شود.

 


برچسب‌ها: امام رضا, یوشع بن نوح, دعا, ثواب, موسی
نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |

 وهابي هاي سعودي محل ولادت "امام علي (ع)" در خانه کعبه را پوشاندند+عکس



اين ديواره خانه کعبه که از سوي وهابي هاي سعودي پوشانده شده، شاهد شکاف واقعه تاريخي ولادت "امام علي(ع)" و محل ورود "فاطمه بنت اسد" مادر گرامي اميرالمومنين(ع) بوده است.

 













برچسب‌ها: امام علی, کعبه, رکن یمانی, شکاف, وهابیت
نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |

 اصحاب قُمی امام هادی(ع) چه کسانی بودند؟

/ روابط شیعیان قُم با امام دهم(ع)


در دوران امامت امام هادی(ع) میان ایشان و حوزه حدیثی قم روابط مستحکمی برقرار بوده است به گونه ای که تعدادی از اصحاب آن حضرت، اهل قم بوده اند.


غلامعلی عباسی در شماره 70 نشریه «فرهنگ کوثر» مقاله ای را با عنوان « امام هادی و حوزه حدیثی قم» نوشته که گویای روابط حسنه قم با بیت امام علی النقی(ع) است. در ادامه این مقاله را بخوانید.
پس از شهادت امام محمد تقی (ع) به سال 220 هجری فرزند بزرگوارش امام هادی (ع) به امامت رسید و انوار امامتش بر جهان اسلام پرتو افکند. زمامداران بغداد و سامرا در زمان امامت آن بزرگوار عبارت اند از: معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز.
از این رو، در زندگی سیاسی آن حضرت دو عرصه پدیدار گشت. در ابتدا معتصم سیاست مأمون را دنبال کرد. و خردگرایان معتزلی هم محور قدرت و تعاملات فرهنگی سیاسی بودند. پس از او واثق نیز همان روش را استمرار بخشید. ولی با روی کار آمدن متوکل به یکباره تحولی اساسی به وقوع پیوست. او به پستی و رذالت مشهور بود و از دشمنان سرسخت اهل بیت(ع) و علویان و دوستداران آنان به حساب می آمد. او عرصه را بر آل علی تنگ کرد و تاریخ غمباری را برای شیعه پدید آورد.
ابوالفرج اصفهانی در وصف این دوره چنین می نگارد:
«و کان المتوکل شدید الوطاة علی آل أبی طالب غلیظاً علی جماعتهم مهتماً بأمورهم شدید الغیظ...».[1]متوکل به آل علی عناد و دشمنی عجیبی می ورزید و از دشمنان سرسخت خاندان علوی بود. در این کینه توزی و ستمگری، وزیرش عبید الله بن یحیی بن خاقان نیز همراه او بود؛ بلکه او را به چنین دشمنی ای ترغیب می کرد. از جمله اعمال زشت او تخریب مقبره حضرت امام حسین (ع) و شخم زدن و هموار کردن زمین های اطراف آن بارگاه قدسی بود. او بر زائران امام حسین (ع) سخت می گرفت و مجازات های هولناکی را برای آنان مقرر می داشت.
از سویی دیگر، احمد بن حنبل از زندان آزاد شد و با احیای مکتب اهل حدیث و با تکیه بر احادیث مجعول و اسرائیلیات، عقاید اسلامی را تحریف کرد.
او خداوند را به صورت انسانی وصف می کرد که با دست خود آدم را آفرید، پایش را بر آتش جهنم نهاد، دارای چشمانی است، گاه می خندد و در قیامت چون ماه دیده می شود و بدین گونه، اندیشه باطل تجسیم و تشبیه را در عقاید اسلامی مطرح ساخت.[2]
هنگامی که این دو اهریمن به هم پیوستند، عرصه بر شیعیان بسیار تنگ شد، ولی حوزه حدیثی قم در هر دو عرصه در مقابل هجوم فرهنگی بغداد و سامرا مقاومت کرد و در زمان حاکمیت مکتب اعتزال و عقل گرایان، در مقابل آنان ایستاد.
شاگردان قمی امام
محدثان به آستان مقدس سامرا و بیت امام هادی (ع) بوسه می زدند. خطی از نور، سامرا و قم را به هم متصل می ساخت.
از مجموع شاگردان و اصحاب آن حضرت که نزدیک به 190 نفر بودند و از حدود 180 نفر آنان احادیثی در ابواب مختلف در دسترس ما است،[3] شماری از اصحاب آن حضرت را قمی ها تشکیل می دادند؛ افرادی مانند:
احمد بن اسحاق اشعری؛ احمد بن محمد بن عیسی اشعری؛ احمد بن اسحاق رازی؛حسین بن مالک قمی؛ احمد بن حمزه بن یسع قمی؛ جعفر بن عبدالله بن حسین قمی؛ حسین بن اشکیب قمی؛ حسن بن خرزاذ قمی؛ عبدالرحمن بن محمد بن معروف قمی؛ عبدالصمد بن محمد قمی؛ حسین بن عبیداللّه قمی؛ محمد بن علی بن عیسی اشعری قمی؛ محمد بن عبدالجبار قمی؛ محمد بن داود قمی؛ سعد بن سعد احوص؛ عبدالله بن جعفر حمیری؛ عمران بن اسماعیل قمی؛ مصقلة بن اسحاق قمی؛ محمد بن حمزه قمی؛ محمد بن اسماعیل صیمری قمی؛ نصر بن حازم قمی؛ ابوطاهر بن حمزه بن یسع اشعری قمی؛ ابوطاهر برقی؛ احمد بن محمد بن عبیدالله قمی؛ احمد بن زکریا بن بابا قمی؛ محمد بن ریان بن صلت قمی؛ محمد بن اورمه قمی؛ ریان بن صلت قمی؛ احمد بن ابی عبدالله برقی؛ علی بن ریّان بن صلت؛ یعقوب بن یزید انباری؛ احمد بن ادریس قمی؛ سهل بن زیاد آدمی؛ علی بن عبدالله بن جعفر حمیری.
قم در این دوران، مهم ترین مرکز تجمّع شیعیان ایران بود و روابط محکمی میان شیعیان این سرزمین با آن حضرت وجود داشت که در رجال طوسی و نجاشی و غیره به روابط راویان قمی با معصومان اشاره شده است.

ارسال سهم امام
در آن دوران که شیعیان در تنگنای اقتصادی بودند، از سوی مردم قم کمک های فراوانی برای امام هادی (ع) ارسال می شد. محمد بن داود قمی و محمد طلحی می گویند:
«اموالی مانند خمس و نذورات و هدایا و جواهرات را از قم و اطراف آن برای امام هادی (ع) به سوی سامرا می بردیم که در راه پیک امام رسید و به ما خبر داد که بازگردیم؛ زیرا موقعیت برای محل و تحویل آن اموال مناسب نیست.
ما بازگشتیم و آن چه از اموال نزدمان بود حفظ کردیم، تا آن که پس از مدتی امام (ع) دستور داد آن اموال را برشترانی که آن حضرت فرستاده بود، بار کرده، آن ها را بدون ساربان راهی سامرا کنیم. ما اموال را طبق دستور آن حضرت فرستادیم. بعد از مدتی که توفیق زیارت آن حضرت حاصل شد و خدمتش شرفیاب شدیم، امام فرمودند: به اموال بنگرید تمام آن اموال موجود است. به مجموعه اموال نگریستیم، تمام اموال موجود بود».[4]
با وجود آن که امام زیر نظر بود و رفت و آمدها به شدت بررسی می شد، کاروان قمی ها پیوسته از قم به سوی سامرا در حرکت بود و امان را از طاغوت سامرا (متوکل) گرفته بود.
در روایت آمده است: «قال لی الفتح بن خاقان: قد ذکرالرّجل (یعنی المتوکل) خَبر مالٍ یَجئی مِنْ قم، و قد امرنی اَن ارصده لاخبره له...».[5]
در همان ایام بیم و وحشت، قمی ها پروانه وجود امام هادی (ع) بودند. کاروان هایی از سوی این مردم با اموال به جانب سامرا حرکت می کرد تا به فیض حضور امام و کیمیای نظر آن بزرگوار نایل شوند. مأموران متوکل به دستور او در کمین این کاروان ها می نشستند تا آن اموال را مصادره کرده، نزد متوکل ببرند.
وحشت متوکل از شیعیان قم به گونه ای بود که گاه به تصوّر این که از قم برای امام اسلحه و پول فرستاده شده است، دستور می داد تا شبانگاه به خانه امام هادی (ع) یورش برند. «ابن جوزی» به نقل از مسعودی چنین می نگارد: «قال نمی إلی المتوکل بعلیّ بن محمد انّ فی منزله کتباً و سلاحاً مِن شیعته من اهل قم، و أنّه عازم علی الوثوب بالدولة، فبعث إلیها جماعةً من الأتراک فهاجموا داره لیلاً، فلم یجدوا فیها شیئاً ... ».[6]
یکی از اتهامات متوکل به امام هادی (ع)، این بود که مردم قم، یاوران و دوستداران آن حضرت اند و از همان آغاز امامت آن امام همام، پیشوایی آن حضرت را ارج نهاده، تقدیس و ترویج کردند. احمد بن محمد بن عیسی که از مشایخ و رئیس حوزه حدیثی قم در این دوران بود، این سخن امام جواد(ع) را که فرمود: «اِنّی ماضٍ وَاْلاَمْرُ صائِرٌ اِلی اِبْنی عَلی...»[7]، بر جان و روح مردم شیعه قم جاری ساخت. از این روی، همان گونه که قمیون، شیعه امام هادی (ع) بودند و به ساحتش عشق می ورزیدند، آن حضرت نیز به مردم قم مهر می ورزید و برای آنان دعا می کرد. عبدالعظیم حسنی (ع) چنین نقل می نماید:
«سَمِعْتُ عَلِی بْنِ مُحَمّدٍ الْعَسْکَرِی (ع) یَقُولُ اَهْلُ قُمَّ وَ اَهْلُ آبَهْ مَغْفُورٌ لَهُمْ لِزِیارَتِهِمْ لِجَدّی عَلِی بْنِ مُوسیَ الرِّضا بِطُوسٍ».[8]
مشایخ و محدثان قم در چنین موقعیتی که حرکت فرهنگی مفوّضه و غلات شتاب گرفته بود، از نفوذ فرهنگ این دو فرقه بیمناک بودند و در شهری مانند قم که مردمش دلباخته اهل بیت (ع) بودند، نفوذ چنین عقایدی آسان بود. برخورد قمی ها در آن برهه از زمان، حاکی از یک جریان خاص بود و هرگز نمی تواند، معرف جایگاه اندیشه امام شناسی قمیون محسوب شود. در آن زمان، دیدگاه احمد بن حنبل برحوزه حدیثی اهل سنّت حاکم شد. آنان اصول عقاید را با هر حدیثی توجیه و تفسیر کرده، نظریات نادرستی را در زمینه اعتقادات ابراز می کردند. بدون شک، حوزه های معرفتی در هر زمان با یکدیگر در تعامل اند. برای اینکه این سیرت ناخوشایند نتواند در حوزه قم نفوذ کند، تنگ نظری ها در قبال محدّثان شتاب گرفت.
مبارزه با فرهنگ غلو
افق این مبارزه را امام هادی (ع) گشود پیرایش و آراستگی این حوزه را پی گرفت و غالیان و بدعت گذاران را از این حوزه راند. از این رو، در پاسخ نامه ای، علی بن حسکه را نفرین فرمود: «... وَ لَعَنَ اللّهُ عَلِیَّ بْنَ حَسْکَةَ الْقُمِیّ».[9] و در جای دیگر باز هم فرمود: «کَذِبَ ابْنَ حَسْکَةُ عَلَیْهِ لَعْنَةُاللَّهِ؛[10] او دروغ می گوید. نفرین خدا بر او باد!». نیز فرمود: «از آن چه علی بن حسکه می گوید، به سوی خدا بیزاری می جویم... و اگر فردی از پیروان او را یافتید سرش را بر صخره بکوبید.».[11]
همچنین آن حضرت، حسن بن محمد بن بابا، معروف به ابن بابای قمی را نیز لعنت کرد و در پاسخ نامه ای فرمود: «... عَلَیْهِ لَعْنَةُاللَّهِ؛ او گمان می کند که من او را برانگیخته ام و او باب است، شیطان او را اغوا کرده و بر او مسلط شده است»؛ «اِن قدرتَ اَنْ تنشدخ رأسه بالحجر فافعل...؛[12] اگر قدرت یافتی که با سنگ برسرش بکوبی، برسرش بکوب و او را مجروح کن. همانا او مرا اذیت کرده است؛ خداوند در دنیا و آخرت او را آزار دهد».
از سوی دیگر، آن امام مهربان، نامه ای فرستاد و محمد بن ارومه را که نزد قمیون متهم شده بود و حتی کسی را بر او گمارده بودند تا او را ترور کند، تبرئه کرد. نجاشی در این باره چنین می نگارد: «محمد بن أورمه، أبوجعفر القمی، ذکره القمیون و غمزوا علیه و رموه بالغلوّ حتی دسّ علیه مَن یفتک به، فوجدوه یصلی مِن أول اللیل ألی آخره فتوفقوا عنه».[13]
آن گاه می نویسد: «و قال بعض أصحابنا: أنه رأی توقیعاً من أبی الحسن الثالث، إلی أهل قم فی معنی محمد بن أورمة و براءته ممّا قذف به».[14]
در پاکی و صدق ابن اورمه همین کفایت می کند که می گوید: «روزهای آخر عمر متوکل برای زیارت امام هادی (ع) به سامرا رفتم و متوکل را دیدم که امام را به دست سعید حاجب سپرده بود و می خواستند امام را به قتل برسانند. من گریان شدم. امام (ع) فرمود: «لاتبک انّه لایتمّ لهم ذلک و انّه لایلبث اکثر من یومین حتی یسفک اللّه دمه و دم صاحبه؛[15] فرزند اورمه! نگران مباش. آنان نمی توانند مرا به قتل برسانند؛ بلکه خداوند آن دو را تا دو روز دیگر هلاک خواهد نمود».
این موقعیت وظیفه «احمد بن محمد بن عیسی» را که رهبری حوزه حدیثی قم را در این ایام بر عهده داشت، سخت کرده بود و او می بایست در این دریای متلاطم و فتنه هایی چون بابیت و ادعای الوهیت، حوزه حدیثی قم را از این توفان به سلامت برهاند.
پی نوشت ها
[1] . مقاتل الطالبیین، ابوالفرج اصفهانی، ص 395.
[2] . ر.ک: السنة، احمد بن حنبل، ص 47- 46 ؛ التوحید و اثبات الصفات الرب، محمد بن اسحاق بن خزیمة، ص 235 - 234؛
[3] . رجال، طوسی، ص 409 - 426؛ مسند الامام الهادی عطاردی، ص 309 - 369.
[4] . بحارالانوار، ج 50، ص 185، ح 62.
[5] . امالی طوسی، ج 1، ص 282؛ مناقب ابن شهرآشوب، ج 2، ص 451؛ مسند الامام الهادی ، ص 37.
[6] . تذکرةالخواص، سبط ابن جوزی، ص 460؛ مروج الذهب، مسعودی، ج 4، ص 11 (در مروج الذهب، کلمه «شیعه» بدون نام قم آمده است)؛ وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج 3، ص 272.

[7] . کافی، ج1، ص323؛ مسند الامام الهادی، ص18.
[8] . عیون اخبار الرضا، صدوق، ج 2، ص 260.
[9] . رجال کشی، ص 518، ح 996.
[10] . همان، ص 519، ح 997؛ وسائل الشیعه، ج18، باب 7، ص 554،(کتاب الحدود، ابواب المحارب).
[11] . رجال کشی، ص 519، ح 997.
[12] . همان، ص 520، ح 999 - 1000.
[13] . رجال نجاشی، ج 2، ص 394، ش 891.
[14] . همان.
[15] . کشف الغمة، اربلی، ج 3، ص 184.
62303/





برچسب‌ها: امام هادی, امام علی النقی, اصحاب, قم, شیعیان
نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |

 معجزه در مرقد دختر امام حسين(ع) در شهر بلعبک+تصاوير



پايگاه خبري الخبربرس لبنان از خروج خودبه خودي خون از ديواره هاي ضريح مطهر دختر امام حسين (ع) در شهر بلعبک لبنان خبر داد.

  الخبرپرس در گزارش خود آورده است شهر بلعبک با پديده اي عجيب در مرقد "خوله" دختر امام حسين (ع) روبرو شده است که هزاران تن از مومنان براي مشاهده خارج شدن خون از اين مرقد وديواره هاي آن در اين مکان جمع شده اند. . ...










(عکس ها در ادامه مطلب می باشد ...)








برچسب‌ها: امام حسین, مرقد, بعلبک, خوله, خون
ادامه مطلب
نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |

عکس/ مقبره حضرت خدیجه(س) و فرزند ۲ ساله‌اش یکشنبه 1392/02/22 6:24 بعد از ظهر

عکس/ مقبره حضرت خدیجه(س) و فرزند ۲ ساله‌اش

رسول‌الله(ص) ۳ پسر داشتند که دو تای آنها از خدیجه(س) بودند و هر سه پسر قبل از پیامبر(ص) از دنیا رفتند. ایشان ۴ دختر نیز داشتند که همه آن‌ها از حضرت خدیجه‌(س) بودند و همگی جز حضرت فاطمه(س) قبل از پیامبر(ص) از دنیا رفتند.

خبرگزاری فارس: عکس/ مقبره حضرت خدیجه(س) و فرزند ۲ ساله‌اش

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، در تصویر زیر مقبره همسر و فرزند گرامی پیامبر(ص) پیش از تخریب دیده می‌شود:

 

 

از ابن عباس نقل شده است: «قاسم» نخستین فرزند رسول خدا بود که در مکه و پیش از بعثت متولد شد. به همین دلیل کنیه پیامبر(ص) «ابو القاسم» بود. سپس به ترتیب زینب و رقیه و فاطمه و ام کلثوم متولد شدند و پس از بعثت پسرى به نام عبدالله ملقب به طاهر و پسرى به نام طیب متولد شدند و مادر همگى ایشان خدیجه دختر خویلد بن اسد بن عبد العزّى بن قصىّ بود. ... نخستین فرزند آن حضرت که مرد قاسم و سپس عبدالله و هر دو در مکه مردند و عاص بن وائل سهمى گفت: نسل او قطع و بى ‏عقب شد و خداوند متعال این آیه را نازل فرمود: «سرزنش کننده تو بلا عقب است.» [کوثر/1] واقدى از عمرو بن سلمة هذلى بن سعید بن محمد بن جبیر بن مطعم، از پدرش نقل مى‏ کند قاسم هنگام مرگ دو ساله بود.










(عکس یزرگ در ادامه مطلب ... )







برچسب‌ها: حضرت خدیجه, مقبره, پیامبر, حضرت فاطمه
ادامه مطلب
نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |

سریع ترین دعا جهت رسیدن به حاجت ! یکشنبه 1392/02/15 4:2 بعد از ظهر

سریع ترین دعا جهت رسیدن به حاجت !


اگرچه دعاهای زیادی از امامان معصوم (ع) نقل شده است که مورد اجابت واقع شده و سریع الاجابة هستند، که ذکر متن آنها در این جا مقدور نیست و فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره می شود:

۱٫ دعای توسل:

محمد ابن بابویه دعای توسل را از ائمه (ع) نقل کرده و گفته است که این دعا را در هیچ امری نخواندم، مگر آن که اثر اجابت آن را به زودی یافتم دعای توسل از دعاهای مشهور است که در شب های چهارشنبه خوانده می شود. در این دعا با توسل به چهارده معصوم (ع) و واسطه قرار دادن آنها به درگاه الاهی پس از اتمام دعا، حاجت خود را از خدا در خواست می کنیم. جملات صدر و ذیل آن چنین است: « اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبیک نبی الرحمة…» خدایا من از تو می خواهم و روی می آورم به سوی تو، به پیامبرت، پیامبر رحمت… «یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله» ای آبرومند نزد خدا، شفاعت کن برای ما نزد خدا [۲] .

۲٫ دعای فرج:

کفعمی درکتاب بلدالامین دعایی از حضرت علی (ع) نقل کرده که اگر شخص گرفتار، ترسیده، نگران و غم دیده، آن را بخواند، حق تعالی گشایش در کار او ایجاد نماید، که ابتدا و انتهای این دعا چنین است:

«یا عماد من لا عماد له…» : ای پشتیبان کسی که پشتیبان ندارد… «وافعل بی ما انت اهله»: با من چنان کن که تو اهل آنی [۳] . و آنگاه پس از دعاء حاجت خود را بطلبد.

۳٫ دعای اسم اعظم:

سید علیخان شیرازی درکتاب کلم طیب نقل فرموده: اسم اعظم خدای تعالی آن است که افتتاح او « الله» و اختتام او «هو» است، هر که اسم اعظم خدای تعالی را روزی یازده بار ورد خود قرار بدهد، هرآینه هر امر مهم جزئی و کلی برای او آسان شود و آن اسم اعظم پنج آیه از پنج سوره ی مبارکه ی بقره، آل عمران، نساء، طه و تغابن است، با این ویژگی که حروف آن نقطه ندارد و تغییری در اعراب آنها صورت نمی گیرد:

۱٫ «الله لا إله إلا هو الحی القیوم … » تا آخر آیة الکرسی،

۲٫ «الله لا اله الا هو …نزل علیک الکتاب …»

۳٫ «الله لا إله ان هو لیجمعنکم …»

۴٫ «الله لا إله ان هو له الاسماء …»

۵٫ «الله لا إله الا هو و علی إلله…» [۴]

۴٫ دعای مقاتل بن سلیمان از امام سجاد (ع):

امام سجاد (ع) به مقاتل بن سلیمان، دعایی را تعلیم داده، که مقاتل گوید هر کس این دعا را صد بار بخواند ، دعایش مستجاب خواهد شد. ابتدا و انتهای این دعا چنین است: «الهی کیف ادعوک و انا…:» خدایا چطور بخوانم تو را و حال من منم… «تفرج عنی فرجا عاجلا غیر اجل نفسک و رحمتک یا ارحم الراحمین» گشایش فوری بدون مدت دار، به من عطا کن به فضل و رحمت خودت، ای مهربان ترین مهربانان. [۵]

۵٫ دعای سریع الاجابة:

کفعمی در بلدالامین دعایی از امام موسی کاظم (ع) نقل کرده و فرموده: عظیم الشأن و سریع الاجابة است که جملات صدر و ذیل آن چنین است:

«اللهم انی اطعتک فی احب الاشیاء الیک و هو التوحید»: خدایا من تو را اطاعت کردم در آنچه بیشتر دوست داری و آن یگانه دانستن تواست.

«و ارزقنی من حیث احتسب و من حیث لا احتسبه، انک ترزق من تشاء بغیر حساب»، روزی ام ده، از آن جا که گمان می برم و از آن جا که گمان نمی برم؛ زیرا تو روزی دهی هر که را بخواهی بی حساب؛ پس از اتمام دعا حاجت خود را بطلب. [۶]

۶٫ دعایی از امام صادق (ع) که هر کسی ده بار یا الله بگوید، به او گفته می شود، لبیک، حاجت تو چیست؟. [۷]

۷٫ دعایی از امام جعفر صادق (ع) که هر کس یا رب یا الله بگوید به گونه ای که تا نفس او قطع شود، گفته می شود لبیک حاجت تو چیست؟. [۸]

همه ی این دعاها را مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح الجنان، فصل پنجم آورده است.

البته لازم به تذکر است که برای حاجت های خاص، دعاهای خاصی وارد شده است که برای کسب اطلاع از آنها می توانید به کتاب مفاتیح الجنان مراجعه کنید.

[۱] برای آگاهی بیشتر در باره ی دعا آداب و شرایط آن رجوع کنید به نمایه های :

۱. شرایط حتمی استجابت دعا، سؤال شماره ی ۹۸۳.

۲. نحوه و چگونگی تشخیص مصلحت در دعا، سؤال شماره ی ۷۶۴.

[۲] مفاتیح الجنان، دعای توسل، ص ۲۲۵٫

[۳] همان؛ دعای فرج.

[۴] همان، آیات اسم اعظم، ص ۲۲۴٫

[۵] همان، دعای مقاتل بن سلیمان، ص ۲۳۶٫

[۶] مفاتیح الجنان، دعای سریع الاجابة، ص ۲۳۷ و ۷۵۴٫

[۷] اصول کافی، کتاب الدعاء، باب: هر کس ده بار یا الله بگوید.

[۸] همان، باب هر کس یا الله یا رب بگوید تا نفس بند آید.


















برچسب‌ها: دعا, سریع, سریع العجابه, امام سجاد, حاجت
نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |

ولی هرگز رخ یارم ندیدند



 بهارها آمدند و رفتند - شمشادها شکفتند و رفتند - اب ها گذر کردند و به دریا رسیدند

ولی هرگز رخ یارم ندیدند -

روزها آمدند و رفتند - ماه ها گذشتند و رفتند - سال ها یکی یکی طی شدند و رفتند، تا به قرن ها رسیدند

ولی هرگز رخ یارم ندیدند

کودکان جوان شدند و رفتند - جوان ها مسن شدند و رفتند - انسان ها پیر شدند و به سوی باقی شتافتند

ولی هرگز رخ یارم ندیدند

دانه ها جوانه شدند و ،جوانه ها درخت و ،درخت ها بارو و ، میوه ها شیرین تر ، تا به زمستان رسیدند

ولی هرگز رخ یارم ندیدند

ثانیه ها یکی یکی - دقیقه ها یکی یکی - ساعت ها یکی یکی آمدند و رفتند

ولی هرگز رخ یارم ندیدند

عمرها تمام شدند، دل ها کباب شدند، مو ها سپید شدند، امید ها نا امید شدند

ولی هرگز رخ یارم ندیدند

تو ای یارم که کس دیدن ندیدت - چرا عمرم تمام گشت و تو را من هم ندیدم

نه تو پنهانی و نه من چشم ز دورم - من مسکین ز راهت کور کورم

منم مال و زمین و عشق و رفته - همه کردند ز چشمم کور کورم

هزاری سال به ، بیشتر گذشتس - نگو عمری دگر باید گذشتش - حوادث در کف دوران گذشتس

ولی هرگز رخ یارم ندیدند

همه گوید تو آیی ولی چند - همه گویند ها هم برگشتند -

یکی عهدی بخواند و رفت سهله - یکی در جمکران ، قدم گاهت نشسته

یکی چهل جمعه آمد ره به سویت - مرا هم در به در ، کویت که گشته

همه گویند تو ، رخ نشانی - گل نرگس که داری تو نشانی - همه در دیدنت وصل و معابند

ولی هرگز رخ یارم ندیدند

تو ای یارا بیا و رخ برون کن - من و او ما و اینها پر فروغ کن

جهان گشته پر از ظلم و ستم هی - خدایا ما ذلیلان عاقبت کی

ببینیم این جهان از خرمی هی - شود عدل و گلستان عاقبت دل

همه جمعه نشینم رو به سویت - همه نه شاید این چند تن به سویت

نداری من که دانم نیست یاری - بیابی ، 313 تو راهی

که شاید عاقبت آیی ز کویت - ببین هستم هنوز هم من به سویت

همه گویند تو گل نشانی - گل نرگس که داری تو نشانی - همه گویند تو را دیدند و هرگز

ولی هرگز رخ یارم ندیدند.

وصال و مونس جانم ندیدند -

ولی هرگز رخ یارم ندیدند.




تقدیم به امام زمان -

آقا ببخشید اگه بلد نبودم برات شعر بگم - تو قبول کن

اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم


برچسب‌ها: امام زمان, شعر
نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |

علت تلخی ماده گوش و شوری آب چشم در پاسخ امام صادق(ع)/

ماجرای قیاس کردن ابوحنیفه



 یکی از شگفتی های خلفت بدن انسان، وجود ماده ای تلخ در گوش، شوری آب چشم و رطوبت در بینی است. امام صادق(ع) در حاشیه بحثی علمی درباره فلسفه قیاس کردن در تفکر اسلامی، راز خلقت این موارد را نیز برای ابوحنیفه شرح داده است.



به نقل از کتاب علل الشرایع ، ابوحنیفه بر حضرت امام صادق(ع) وارد شد، امام به او فرمودند: ای ابوحنیفه این طور شنیده ام که تو قیاس می کنی؟ابوحنیفه گفت: بلی، قیاس می کنم.حضرت فرمودند: قیاس مکن، زیرا اولین کسی که قیاس کرد ابلیس بود که به حق تعالی عرض کرد: مرا از آتش و آدم را از گل آفریدی. چگونه من به او سجده کنم؟ پس ابلییس در این کلامش بین آتش و گل قیاس نمود در حالی که اگر نور بودن آدم را با نور بودن آتش مقایسه می کرد به برتری بین دو نور پی می برد و تصدیق می کرد که یکی از دیگری صفا و جلایش بیشتر است. باری تو که ادعای قیاس می کنی در سر خود برای من قیاس کن و خبر ده به من از دو گوش خود که چرا ماده تلخ در آن است؟ابوحنیفه گفت: نمی دانم.حضرت فرمودند: پس تو نمی توانی در سر خود قیاس نمایی حال چگونه در حلال و حرام خدا قیاس می نمایی؟عرضه داشت: ای فرزند رسول خدا! شما از آن به من خبر دهید که چرا ماده تلخ در آن می باشد؟حضرت فرمودند: خدای عزوجل به خاطر این گوش ها را تلخ کرده که هیچ جنبنده ای در آن داخل نمی شود مگر آن که می میرد و اگر چنین نمی بود، حشرات انسان را می کشتند.و خداوند مهربان لب ها را شیرین قرار داد تا بشر طعم شیرینی و تلخی را حس کند و چشم ها را شور گردانید به خاطر این که چشم ها پیه بوده و اگر ماده شور در آن نباشد، آب می شوند. و در بینی رطوبت روان قرار داد به خاطر این که هیچ دردی و آفتی در سر پیدا نمی شود مگر آن که این رطوبت آن را خارج می کند و اگر این رطوبت نمی بود، مغز سفت و سخت می شد و کرم می گذارد.









برچسب‌ها: امام صادق, گوش, چشم, ابوحنیفه
نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |

امام علی(ع) اذان را چگونه تفسیر کرد

+ دانلود حدود 120 نوع اذان




«اذان» به معنای خبر دادن از وقت نماز با لفظهای مخصوصی که در شرع معین شده است. به نقل از کتاب «عبادت احرار» نوشته سید جواد بهشتی، تفسیر حضرت علی(ع) از اذان را بخوانید.

امام حسین (ع) فرمود : من و جمعی دیگر در مسجد نشسته بودیم که مؤذن با گفتن «الله اکبر» اذان را آغاز کرد. امیر مؤمنان حضرت علی (ع) با شنیدن اذان به گریه افتاد،وما نیز از گریه ی او گریستیم . وقتی که اذان پایان یافت، پدرم علی، رو به ما کرد و فرمود: « آیا می دانید مؤذن در اذان چه می گوید ؟»
عرض کردیم : « خدا و پیامبرش داناترند.» فرمود : « اگر می دانستید مؤذن چه می گوید کم می خندیدید و بسیار گریه می کردید» .
آنگاه مولای مؤمنان و پیشوای نمازگزاران، علی (ع) به تفسیر اذان پرداخت. خلاصه ای از فرمایشات آن حضرت به این شرح است :
حضرت فرمود :

  • « الله اکبر» معانی بسیاری دارد، از جمله ی آنها این است که یعنی خدای متعال موجودی ازلی و ابدی است. مؤذن با گفتن « الله اکبر» خبر می دهد از علم و قدرت و حلم و جود و کرم بزرگی پروردگار، « الله اکبر»؛ یعنی تنها خدای جهان جاودان خواهد ماند و جز خدا، همه ی موجودات جهان محکوم به فنا هستند .« الله اکبر»؛ یعنی خداوند از همه بندگانش بی نیاز است و به اعمال و عبادات هیچ یک از آنان احتیاجی ندارد ...
  • « اشهد ان لا اله الا الله»؛ یعنی شهادت به یگانگی پروردگار تنها باید با معرفت و شناخت قلبی باشد و گویی مؤذن با گفتن این جمله اعلام می کند که هیچ معبودی شایسته کرنش و پرستش نیست جز خدای عزوجل و هر معبودی باطل است جز ذات مقدس احدیت .« اشهد ان لا اله الا الله»؛ یعنی هیچ هدایت کننده ای نیست جز خدا .
  • « اشهد ان محمداً رسول الله » ؛ یعنی محمد (ص) بنده و فرستاده و پیامبر و برگزیده ی خداوند است . او سید و سرور اولین و آخرین انسانهاست .
    خداوند او را برای هدایت جهانیان و به حاکمیت رساندن دین اسلام فرمان داده است. هر کس با محمد (ص) به انکار و ستیز برخیزد و به او، و آیین نجات بخش او ایمان نیاورد، خدای عزوجل او را به دوزخ برد و هیچ گاه از آتش آن رها نیابد ...
  • « حی علی الصلاه »؛ یعنی برخیزید و به سوی بهترین کارهایتان ( که نماز است) بشتابید. دعوت پروردگارتان را اجابت کرده، برای رسیدن به آموزش او شتاب کنید. بپاخیزید و آتشهایی را که ( با گناهانتان) بر پشت خود افروخته اید، (با نماز) خاموش کنید . «حی الصلاه»؛ یعنی برخیزید و به راز و نیاز با خدای بی نیاز بپردازید و حاجتهای خود را از او درخواست کنید. بسیار به یاد داشته باشید و قنوت و رکوع و سجود فراوان بجا آورید .
  • « حی علی الفلاح» ؛ یعنی ای بندگان خدا ! به راه نجات رو آورید، راهی که گمراهی و هلاکتی در آن نیست. خود را بالا بیاورید و به رشد و تعالی برسانید و به زندگانی جاودانه ای دست یابید، که هرگز مرگی با آن نخواهد بود . برخیزید و از دیگران سبقت گیرید و به رستگاری بزرگ و نعمتهای جاودان در جوار محمد مصطفی (ص) در جایگاه صدق، نزد خداوند مالک مقتدر دست یابید.
  • موذن با گفتن « الله اکبر الله اکبر» در پایان، اعلام می کند که خداوند برتر از آن است که آفریدگان او بدانند که چه کرامتی نزد او است برای بنده ای که دعوت پروردگارش را اجابت کند و مطیع فرمانش باشد و او را بشناسد و پرستش کند و او را دوست بدارد و با او انس بگیرد . « الله اکبر»؛ یعنی خداوند برتر از آن است که کسی بداند کرامات او برای دوستانش، و عقوبت او برای دشمنانش تا چه اندازه ای است .
  • « لا اله الا الله»؛ یعنی خداوند را بر مردم دلیل رسا و قاطع است، که آن فرستادن پیامبران و بیان وظایف مردم و دعوت آنان به سوی حق است ...
    علامه مجلسی از شیخ صدوق نقل کرده است که راوی این حدیث به خاطر تقیه، جمله « حی علی خیر العمل» را ذکر نکرده است و در روایات دیگری آمده است که از امام صادق (ع) معنای « حی علی خیر العمل» سؤال شد. حضرت فرمود: « خیرالعمل؛ یعنی ولایت اهل بیت (ع)» . و در حدیث دیگری می خوانیم: « خیر العمل» نیکی کردن به فاطمه اطهر (ع) و فرزندان بزرگوار آن بانوی بانوان می باشد .






( دانلود حدود 120 نوع اذان در ادامه مطلب . .. )







برچسب‌ها: امام علی, اذان, پیامبر, تفسیر, امام حسین
ادامه مطلب
نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |

عکس/ کوچه بنی‌هاشم و محل پاره‌شدن قباله فدک

 به تازگی تصویری قدیمی از منزل امام صادق(ع) در کوچه بنی‌هاشم منتشر کرده و آن را به عنوان محلی معرفی کرده است که در آن قباله فدک را پاره کرده‌اند.

تصویر زیر محل خانه امام صادق(ع) در کوچه بنی‌هاشم را نشان می‌دهد:

این تصویر احتمالا متعلق به ۷۰ سال پیش و قبل از تخریب محله‌های اطراف قبرستان بقیع است.

«محسن رنگین‌کمان» مدیر نگارخانه علمای شیعه که تصویر فوق را منتشر کرده است، گفت: عکاس این اثر مشخص نیست اما به احتمال زیاد فردی ایرانی و شیعه است، زیرا این محل قبل از تخریب به عنوان یک محل توریستی مطرح نبوده که مورد توجه جهانگردان یا عکاسان سعودی قرار بگیرد، ‌بلکه اهمیت آن فقط نزد محبان اهل‌بیت(ع) شناخته‌شده بود.





برچسب‌ها: امام صادق, بنی هاشم, فدک کوچه, حضرت فاطمه
نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |

معرفی ابلیس به زبان خود دوشنبه 1392/01/26 2:38 قبل از ظهر

معرفی ابلیس به زبان خود


من قابیل و کشندة فرزند آدم به نام هابیل هستم.

امام هادی(ع) روزی ابلیس را دید و از او پرسید که چه کسی هستی؟ ابلیس گفت:
من قابیل و کشندة فرزند آدم به نام هابیل هستم. من با نوح پیامبر در کشتی سوار شدم (برای تباهی آنها و هلاکت اهل کشتی) و من کشندة شتر صالح پیامبرم. من موجب به آتش انداختن ابراهیم هستم. من نقشة قتل یحیی را کشیدم. من سبب قتل زکریّا با ارّه شدم. من روان کنندة لشکر فرعون به رود نیل شدم که آنها غرق شوند. من جادوگران را راضی نمودم که با موسی درگیر شوند و آنها را راهنمایی نمودم، من سازندة گوسالة سامرّی بودم. من مردم را در جنگ حنین برای کشتن پیامبر اکرم جمع کردم. من حسادت را در دل امّت در روز سقیفه انداختم (تا غصب خلافت حضرت علی(ع) بشود) من محمل عایشه را در جنگ جمل با علی(ع) بستم.من در لشکر معاویه در جنگ صفّین،کارساز بودم من در روز عاشورا، در کربلا لشکر یزید را تشویق می‌کردم در ریختن خون حسین بن علی(ع) و اصحابش. من امام اهل نفاق هستم. من نابود کنندة اقوام اوّلین بودم و گمراه کنندة اقوام آخرین هستم. من از آتش، نه از خاک خلق شده‌ام. من مورد خشم خداوند تا آخر خلقت هستم.
سپس امام هادی(ع) فرمود:
«تو را به خدا قسم! اعمالی که موجب تقرّب به خدا می‌شود، بیان کن.»
ابلیس گفت:
در دنیا با قناعت زندگی کن و برای نجات در آخرت، به محبّت علیّ بن ابی‌طالب(ع) تمسّک بنما و به دشمنی با دشمنان آن حضرت زندگی کن. به درستی که خدا را در هفت آسمان عبادت کرده و در هفت زمین معصیت نمودم و در این عمر طولانی یافتم که هر فرشتة مقرّبی و هر پیامبر مرسلی با محبّت علیّ بن ابی‌طالب(ع) به خداوند جهان تقرّب می‌جوید.

منبع: کتاب طوالع الانوار، ص۱۶۶٫


برچسب‌ها: شیطان, امام هادی, امام علی, پیامبر
نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |

عکس های دیده نشده از باغ فدک حضرت زهرا(ع) پنجشنبه 1392/01/08 0:48 قبل از ظهر

عکس های دیده نشده از باغ فدک حضرت زهرا(ع)


باغ فدک ارث باقی مانده پیامبر اکرم(ص) بود که پس از رحلت پدر به تنها دخترش حضرت زهرا(س) می رسید اما بعد از رحلت پیامبر توسط حاکمان وقت غصب شد. غصب این باغ دلائل سیاسی و اجتماعی داشت که منجر به بیان خطبه فدکیه حضرت فاطمه در مسجد شد. تصاویری از بقایا و وضعیت کنونی باغ فدک را ببینید.

عکس های دیده نشده از باغ فدک حضرت زهرا(ع)
باغ فدک ارث باقی مانده پیامبر اکرم(ص) بود که پس از رحلت پدر به تنها دخترش حضرت زهرا(س) می رسید اما بعد از رحلت پیامبر توسط حاکمان وقت غصب شد. غصب این باغ دلائل سیاسی و اجتماعی داشت که منجر به بیان خطبه فدکیه حضرت فاطمه در مسجد شد. تصاویری از بقایا و وضعیت کنونی باغ فدک را ببینید.
عکس های دیده نشده از باغ فدک حضرت زهرا(ع)
عکس های دیده نشده از باغ فدک حضرت زهرا(ع)
عکس های دیده نشده از باغ فدک حضرت زهرا(ع)
عکس های دیده نشده از باغ فدک حضرت زهرا(ع)
عکس های دیده نشده از باغ فدک حضرت زهرا(ع)



برچسب‌ها: فدک, پیامبر, حضرت زهرا, باغ, تصاویر
نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |

حضرت آدم (ع) چند سال عمر کرد؟ یکشنبه 1392/01/04 2:18 قبل از ظهر

حضرت آدم (ع) چند سال عمر کرد؟


پس از تولد شیث، چون زمان فوت آدم (ع) فرارسید خداوند به او امر نمود که آنچه را به تو تعلیم دادم به بهترین فرزندانت وصیت کن. و حضرت آدم (ع) نیز جمیع فرزندان خود را جمع نمود و فرمود که هبه الله (شیث) جانشین من بعد از شما می باشد و همه این دستور پدر را اطاعت نمودند.

وصیت های آدم قبل از فوت!

به سند معتبر از امام محمدباقر (ع) نقل شده است که: آدم (ع) دستور داد تا تابوتی ساختند و علم خود و اسماء و وصیتش را در آن نهاد و به حضرت شیث سپرد و گفت: هرگاه من مردم، مرا غسل بده و کفن کن و بر من نماز بخوان و مرا در قبر قرار بده و چون نزدیک وفات تو شد و آن حالت را در خود یافتی یکی از بهترین پسران خود را انتخاب کن پس آنچه را من به تو وصیت کردم به او وصیت کن تا در حق تو انجام دهد و زمین را هیچ گاه بی خلیفه و جانشین قرار مدهید.

چرا جبرئیل بر آدم (ع) نماز نخواند؟

از حضرت صادق (ع) نقل شده است که: چون حضرت آدم (ع) فوت شد و وقت نماز بر آن حضرت شد، هبه الله (شیث) به جبرئیل گفت: پیش رو ای فرستاده ی خدا و نماز بخوان بر پیغمبر خدا. سپس جبرئیل گفت: خدا ما را امر کرد که پدر تو را سجده کنیم، پس ما پیشی و سبقت نمی گیریم بر نیکان و فرزندان او، و تو از نیکوکارترین های آنان هستی.

پس شیث در جلو ایستاد و پنج تکبیر گفت بر آدم (ع)، به تعداد نمازهایی که خداوند بر امت اسلامی واجب گردانیده است، و این سنتی ماندگار شد در میان فرزندان آدم (ع) تا روز قیامت.

علت گذاشتن ۲ ترکه در کفن میت!

از حضرت محمد (ص) نقل شده است که وفات حضرت آدم (ع) در روز جمعه بوده است و همچنین اکابر علمای اسلام روایت کرده اند که: چون خداوند آدم (ع) را از جنت المأوی بر زمین فرستاد، از جدایی بهشت وحشت زده گردید، پس از خداوند درخواست نمود تا او را انس دهد به درختی از درختان بهشت، پس خداوند به سوی او درخت خرمایی فرستاد که مونس او بود. چون وقت وفات حضرت آدم (ع) فرارسید به فرزندان خود گفت: من به آن درخت در حیات خود انس گرفته ام و امید دارم که بعد از وفات نیز مونس من باشد. پس چون بمردم ترکه ای از آن جدا کنید و دو نیم کنید و هر دو را در کفن من بگذارید. پس فرزندان آدم (ع) چنین کردند و پیغمبران بعد نیز از این کار متابعت نمودند و این کار در عهد جاهلیت به فراموشی سپرده شد ولی با ظهور حضرت محمد (ص) ایشان آن را احیا کردند و سنتی در بین مردم گردید.

مکان دفن حضرت آدم (ع)

درباره ی مکان دفن حضرت آدم (ع) سید بن طاووس نقل کرده است که: در صحف ادریس خوانده ام که آدم (ع) ده روز بیماری تب را تحمل کردند و سرانجام وفات نمودند و روز وفات ایشان جمعه یازدهم محرم بود و در غاری که در کوه ابوقیس رو به مکه بود مدفون شدند. همچنین عامه و خاصه از وهب بن منبه روایت کرده اند که: شیث، آدم (ع) را در غاری که در کوه ابوقیس است که آن را «غار اکنز» می گویند، دفن نموده است…

فوت حوا یک سال بعد از آدم (ع)

با توجه به روایات موجود درباره ی طول عمر حضرت آدم (ع) سال هایی تا حدودی نزدیک به هم ذکر شده است به نحوی که به سند معتبر از حضرت صادق (ع) آمده است که: حضرت رسول (ص) فرموده اند؛ عمر شریف آدم (ع) نهصد و سی سال بوده است و سیدبن طاووس گفته است که: در سفر سوم تورات یافتم که عمر حضرت آدم (ع) نهصد و سی سال بوده است، و محمدبن خالد برقی در کتاب بدا از حضرت صادق (ع) روایت کرده است که: عمر آدم نهصد و سی سال بوده است.

همچنین سید بن طاووس در نقلی دیگر می گوید: در صحف ادریس خوانده ام که عمر حضرت آدم (ع) از روزی که روح در او دمیدند تا وفات هزار و سی سال بوده و حوا بعد از او یک سال و پانزده روز بیمار بود و پس از آن فوت نمود و در کنار قبر حضرت آدم (ع) مدفون شد.

منابع:

۱- مجلسی، محمدباقر. تاریخ پیامبران، قم: سرور.

۲- مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار، بیروت: دار احیاء التراث العربی، جلد ۱۱٫

۳- محمدبن طاووس. سعد السعود، قم: منشورات الرضی.

۴- راوندی، قطب الدین. قصص الانبیاء، مشهد: مجمع البحوث الاسلامیه.

۵- شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، تهران: دارالکتب الاسلامیه، جلد ۱٫

۶- محمدبن مسعود بن عیاش. تفسیر عیاشی، تهران: انتشارات علمیه اسلامیه، جلد








۱٫


برچسب‌ها: انسان, ادم, حوا, پیامبر, جیرئیل
نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |

ماجرای عنایت امام عصر(عج) به صاحب یک کارخانه


خبرگزاری فارس: ماجرای عنایت امام عصر(عج) به صاحب یک کارخانه


روایت جالبی از عنایت و دیدار امام زمان علیه السلام به یکی از بندگان مخلص، از زبان آیت‌الله ضیاءآبادی برای علاقه‌مندان نقل می‌شود.

«حاج علی بغدادی» از آن کسانی بوده که به زیارت امام عصر مشرف شده‌اند. این آدم از علما نبود. با سواد هم نبود. مردی بود که در بغداد کارخانه شعربافی (کارگاه پارچه‌بافی) داشت و همان جا مقیم بود. این قصه را مرحوم محدث نوری در نجم الثاقب نقل می‌کند و می‌گوید: اگر در کتاب من نبود غیر از همین جریان که صحتش برای ما روشن شده است؛ کافی بود که کتاب من به خاطر بودن این قصه در آن با شرافت باشد، او می‌گوید: 80 تومان سهم امام در ذمه‌ من آمده بود.

حالا می‌دانیم تقریبا 200 سال پیش، 80 تومان ارزش زیادی داشت. برای ادای دینم از بغداد حرکت کردم و به نجف رفتم. آنجا علما و فقهای بزرگواری را که می‌شناختم مرحوم شیخ انصاری و دو نفر دیگر بودند که نفری 20 تومان به آقایان دادم، 20 تومان در ذمه‌ام ماند. خواستم به بغداد برگردم و به کاظمین بروم و آنجا خدمت مرحوم شیخ محمد حسن کاظمینی بدهم. او هم از فقهای بزرگ بود. به کاظمین رفتم و دینم را ادا کردم و 20 تومان را به ایشان دادم و برگشتم. شب جمعه هم بود.

ایشان فرمودند: شب جمعه است در کاظمین بمان. گفتم: نه، چون کارخانه شعربافی دارم و من هر هفته، عصر پنجشنبه به کارگرها پول می‌دهم، باید برگردم. از کاظمین تا بغداد را پیاده می‌رفتم، چون فاصله‌ زیادی نیست. کمی راه را طی کرده بودم، دیدم مرد بزرگواری از پیش رو به سمت کاظمین می‌آید، وقتی به من رسید من او را نمی‌شناختم، دیدم با چهره‌ باز به من سلام کرد، بغل باز کرد و مرا در آغوش گرفت و بوسید. تعجب کردم که با اینکه او را نمی‌شناسم به این زودی با من گرم گرفت. من هم او را بوسیدم. بعد اسم مرا برد و گفت: حاج علی کجا می‌روی؟ گفتم: می‌خواهم به بغداد بروم. به من فرمود: نه امشب شب جمعه است، برگرد برای زیارت! تا گفت برگرد مثل اینکه اختیار از من سلب شد و همراهش برگشتم. همین طور که با هم می‌آمدیم و صحبت می‌کردیم، به من گفت: زیارت کن تا من شهادت دهم که تو از محبان جدم امیرالمؤمنین هستی. گفتم: شما مرا از کجا می‌شناسی که من از محبان جد شما هستم؟ سید بود، چون عمامه‌ سبز روشنی بر سرش بود. تبسمی کرد و گفت: کسی که حقش را به او می‌رسانند، رساننده‌ها را نمی‌شناسد؟

این جمله عجیب است. چون در زمان غیبت است و می‌گوید: آیا کسی که حقش را به او برسانند آن رساننده‌‌ها را نمی‌شناسد؟ کدام حق؟

فرمود: آن که بردی در نجف به وکلای من دادی و در کاظمین هم به شیخ محمد حسن، وکیل من دادی، تعجب کردم، گفتم: آنها وکلای شما هستند؟ فرمود: بله، من متحیر شدم که این آقا از کجا مرا می‌شناسد و از کار من خبر دارد و چرا می‌گوید: وکلای من؟ به رواق که رسیدیم، نزدیک در حرم ایستاد و به من گفت: اذن دخول بخوان، گفتم: من سواد ندارم. فرمود من بخوانم؟ گفتم: بفرمایید شروع کرد به اذن دخول خواندن: السلام علیک یا رسول الله السلام علیک یا امیر المؤمنین... .

همین طور اسم 14 معصوم را تا امام یازدهم ذکر کرد، بعد رو به من کرد و گفت: تو امام زمانت را می‌شناسی؟ گفتم: چرا نمی‌شناسم. فرمود: به او سلام کن: گفتم: السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان یا حجة بن الحسن! این را گفتم، رو به من کرد و فرمود: و علیک السلام و رحمة الله و برکاته.

بعد وارد حرم شدیم، فرمود: برایت زیارت بخوانم؟ گفتم: بخوانید. فرمود: کدام را بخوانم؟ گفتم: هر کدام که معتبرتر است. فرمود: امین الله را می‌خوانم. زیارت امین الله را خواند. در همین حال دیدم چراغ‌های حرم روشن شد ولی می‌دیدم که حرم به نور دیگری روشن است و این چراغ‌ها مثل شمعی در مقابل آفتاب است. بعد مؤذن‌ها اذان گفتند و نماز جماعت برپا شد. فرمود: برو در صف جماعت شرکت کن. من داخل صف شدم و دیگر او را ندیدم.









برچسب‌ها: امام زمان, داستان, غیبت, عنایت, تشرف
نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |


محل معراج پیامبر اکرم(ص) توسط وهابی ها تخریب شد



به نقل از روزنامه انگلیسی ایندیپندنت، مقامات عربستان سعودی تخریب بخشی از قسمت قدیمی مسجد الحرام در مکه را برای توسعه چندین میلیارد دلاری این مسجد آغاز کردند.

بر اساس تصویری که توسط ایندیپندنت به دست آمده کارگران در حال حفاری بوده و بخش‌های عثمان و عباسی از بخش شرقی مسجد الحرام در مکه را تخریب کرده‌اند.


این تصویر چند هفته پیش گرفته شده و باعث نگرانی بسیاری از باستان شناسان شده است به گونه‌ای که شاهزاده چارلز که یکی از حامیان میراث‌های باستانی است به عربستان سفر کرد.

سفر شاهزاده چارلز با انتقاد خیلی‌ از فعالان حقوق بشری مواجه شد چون این سفر در حالی صورت می‌گیرد که عربستان چند روز پیش ۷ نفر را در ملا عام گردن زد.


بر روی بسیاری از ستون‌های مسجد الحرام در مکه نام یاران پیامبر با خوشنویسی نوشته شده است همچنین یکی از ستون‌ها جایی بود که پیامبر معراج خود به آسمان را از آنجا انجام داد.

مقامات عربستانی با دستاویز قرار دادن موضوع توسعه مسجد الحرام و مسجد النبی، در حال نابود کردن آثار مذهبی این دو مکان هستند.


منتقدان معتقدند که رژیم آل سعود میراث تاریخی اسلام را نادیده گرفته و در حال نابودی آن است.


عکس ها در ادامه مطلب . . .










برچسب‌ها: پیامبر, اسلام, محمد, معراج, آل سعود
ادامه مطلب
نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |

ذکری که باعث جلوگیری از غیبت می شود دوشنبه 1391/12/28 0:48 قبل از ظهر

ذکری که باعث جلوگیری از غیبت می شود



روزی یکی از اولیاء به الیاس و خضر علیهم السّلام شکایت کرد که مردم بسیار غیبت می کنند و حال آن که غیبت از گناهان کبیره است و هر چقدر آن ها را نصیحت می کنم و از غیبت کردن منع می نمایم سخن مرا نمی شنوند و آن عمل قبیح را ترک نمی کنند.


حضرت الیاس علیه السّلام فرمود: چاره این کار آن است که هر کس وارد مجلس شد به او بگو که بگوید: «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیمِ وَ صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» که در این صورت خداوند ملکی را بر اهل آن مجلس موکّل می گرداند که هرگاه کسی شروع به غیبت نماید آن ملک او را از آن باز دارد و از حق تعالی سؤال نماید تا آن قوم را از غیبت کردن نگاه دارد.

حضرت خضر علیه السّلام فرمود: چون کسی در وقت بیرون رفتن از مجلس بگوید «بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ وَ صَلّی الله عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» حق تعالی ملکی را می فرستد تا آن که نگذارد که اهل آن مجلس غیبت او را نمایند.۱

منبع:
۱. وسائل الشیعه، ج۷، ص۳۴۲.

۲. عرفان و عبادت، ص۳۵۵.









برچسب‌ها: دعا, ذکر, خضر, الیاس, غیبت
نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |

خواسته‌های عجیب شیطان از خدا چهارشنبه 1391/12/23 0:24 قبل از ظهر

خواسته‌های عجیب شیطان از خدا





شیطان پس از رانده شدن از درگاه الهی در گفت وگویی با خداوند خواسته هایی قابل تامل مطرح می کند .حاصل این گفت و گو را پیامبر اعظم صلی الله علیه و اله و سلم چنین بیان می فرمایند:

همانا! ابلیس زمانی که به زمین فرو آورده شد گفت: خدایا مرا در زمین فرو فرستادی ومرا رانده شده قرار دادی پس برای من خانه ای قرار ده .خداوند فرمود: حمام (خانه توست)

گفت: برای من جاییی برای نشستن قرار ده خداوند فرمود: بازارها و محل جمع شدن مردم در راهها

گفت: برای من غذایی قراربده فرمود: آنچه اسم خدا بر آن برده نشده است

گفت: برای من نوشیدی قرار بده فرمود: هر مست کننده ای

گفت: برای من موذنی قرار بده فرمود: غنایی که با نی نواخته می شود

گفت: برای من یک چیز خواندنی قرار بده فرمود: شعر

گفت: برای من نوشته ای قرار بده فرموده: خال کوبیدن

گفت: برای من سخنی قرار بده فرمود: دروغ

گفت: برای من فرستاده ای قراربده فرمود: کهانت( و غیب گویی از روی ستاره ها)

گفت: برای من توری برای شکار قرار بده فرمود: زنان

(کنزالعمال ج ۱۶ ص ۴۲ حدیث ۴۴/۴۸)







برچسب‌ها: شیطان, خدا, بهشت, راندن, پیامبر
نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |

برسنگ مضجع شریف حضرت ابوالفضل (ع) چه نوشته شده؟ + تصویر سنگ مرقد مطهر

بر روی مضجع مطهر و مبارک فرزند با کرامت امیرمومنان، حضرت ابوالفضل العباس (ع) صندوقی چوبی و خاتم کاری شده از بهترین انواع چوب ساج قرار داده شده است که دارای طول 3 متر، عرض 2.20 و ارتفاع 2 متر می باشد. درون این صندوق، صندوق چوبی میناکاری شده ی دیگری قرار دارد که با نقوش هندی مزین شده و به این آیه منور قرآن کریم مزین گردیده است:


"بسم الله الرحمن الرحیم : هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِینٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُن شَیْئًا مَّذْکُورًا" (سورة الإنسان - آیة 1)

"آیا زمانى طولانى بر انسان گذشت که چیز قابل ذکرى نبود"

http://www.shafaqna.com/photos/lr-18.jpg

به گزارش نامه ، شفقنا  به نقل از شبکه جهانی الکفیل زیر این صندوق چوبی، اتاقک مقبره ای قرار دارد که پیکر پاک مولا و سرورمان حضرت ابوالفضل العباس (ع) در آن آرمیده است؛ در اینجا قطعه ای از سنگ مرمر مستطیلی شکل دیده می شود که  بر این مقبره شریف و در طول  بقعه حرم قرار گرفته و بر روی آن ابیات زیر نقش بسته است:

طاولی قـــــبة السماء اعتلاء        واکسفى الشمس رفعة واجتلاء

در بلندی از گنبد آسمان فراتر برو و بلندی و شکوه آسمان را بپوشان.

انت للخلد صخرة اثبتـــــــــتها        قوة الحـق فی الحــــیاة بنــــــاء

تو برای جاودانگی، صخره ای هستی که نیروی حق در زندگی ساختار آن را ثابت نگه داشته است.

فیک کنز الإیـــــــمان طلسُمه        الله فضاعت فیه القــرون هــــباء

گنج ایمان در توست که طلسمش خداوند است و قرن ها بر آن گذشته است.

هو رمز البقاء فــــــی فلک لم        یحو الا ما سوف یلقى الـــفــناء

او رمز ماندگاری فلک است و اگر او نبود قطعا فلک نابود می شد.

بطل الطـــف فیک والطف افق        جاوز الافق أنجماً وســـــــــــمآء

قهرمان طف در توست و طف افقی است که از افق ستارگان و آسمان فراتر رفت.

ها هنا قد ثوى أبا الفضل دُنیاً        تـــــــــسحر الروح روعة وصفــاء

آری در اینجا ابوالفضل العباس مسکن گزیده است دنیایی که روح را در شکوه و آرامش مجذوب خود می کند.

ها هنا مشرق العقـــیدة زهوُ        بشـعاع غطى الوجــود ســــنـاءُ

اینجا محل طلوع عقیده است و دارای پرتوی است که وجود را سرشار از نور می کند.

هاهنا جسمـــه الموزع مکنوزُ        علیه ظـــــــــــــــل الالــهُ أفـــاء

در اینجا پیکر پاره پاره ی حضرت ابوالفضل(ع) نهفته است و بر آن سایه خداوند برگشته است.

والیدان المقطوعــتان تشیران        لمعنى أعــیى الحـــــــروف أداءُ

و دو دوست قطع شده که به مفهومی اشاره می کند که حروف از ادای آن ناتوانند.

أیها الصخرة العظیمة باهــــی        بعـــلاه الأملاک والأنــــــــــــبیاء

ای صخره عظیمی که فرشتگان و انبیا به واسطه بزرگی اش به خود می بالند.

رفع الله للحکیم مقامــــــــــــاً        دونه یخـــــــشع الزمان أحتــذاء

خداوند مقام حکیم را بالا برد که در مقابلش روزگار سر فرود می آورد.

ایة الله مـــــــــــــا تحداه بــاغ        بقــــــــــواه الا تـــلاشى عیــاء

نشانه ی خداوند که هیچ ستگری با نیروهایش نتوانست در برابر او مقاومت کند.

أشاء أن یسبق الحیاة بمعنى        عنه أعــــنی تفکـیرها أیــــــحاء

با آوردن معنایی در باره او، می خواهم از اندیشه و اشارات  زندگی  پیشی بگیرد.

بعد ما أنشأ الضریــــح نشیداً        أسکر الـــــــــــفن روعة وبهـــاء

پس از آنکه ضریح حضرت ابوالفضل سرودی را ایجاد کرد که عظمت و شکوه و جلال هنر را مست کرد.

أرسل الآیة التی رفعـــــــــتها        قدرة الحق فی الخــــــــلود لواء

نشانه ای را فرستاد که قدرت حق در جاودانگی پرچم آن را برافراشت.

صخـــــــرة ابدعتها فکرة الفن        فلاحــت قصـــــــــــــیــدة غــراء

صخره ای که ایده فن آن را ابداع کرد و قصیده ای غرور انگیز را نمایان کرد.

وعلیها رف مجـــد أبی الفضل        فتزداد شــــــــــــــــــوکة وعلاء

در این قصیده بزرگواری ابوالفضل عباس(ع) ذکر شده و باعث  افزایش شوکت و عظمت آن شده است.

صان فیها للجعفــــــــریة شأنا        قد اغاض الـــــحـــساد والاعداء

در آن شان و منزلت شیعه جعفری حفظ شده است که حسودان و دشمنان را به خشم واداشته است.

بارک الله فی عزیمة ابـــراهیم        أذا حاکت القضاء مضـــــــــــــاء

اراده ابراهیم مبارک باشد چه آنکه قضا و قدر در محکمی از آن تقلید کرد.

صـــــــــــارع الحادثات تلاشت        دونه وازدها بـــــــــــــــها کبریاء

با حوادث قضا و قدر درگیر شد و درمقابلش متلاشی شدند و کبریا به واسطه آن اراده به خود بالید

 

 

منبع: متن عربی و تصویر: عتبه مقدسه حضرت ابوالفضل (ع)


برچسب‌ها: حضرت ابوالفضل, امام حسین, سنگ قبر, مرقد, بهشت
نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |

دانشمندی که با جسد فرعون مسلمان شد! دوشنبه 1391/12/14 0:10 قبل از ظهر

دانشمندی که با جسد فرعون مسلمان شد!

+ عکس واقعی و فیلم جنازه فرعون در مصر




جنازه رامسس دوم فرعون مصر کسی که با حضرت موسی ع جنگید و همراه سپاهیانش در دریا غرق گردیدقال تعالى :{فَالْیَوْمَ نُنَجِّیكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آیَةً وَإِنَّ كَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ} یونس(92) پس امروز تو را با زره [زرین] خودت به بلندى [ساحل] مى;افكنیم تا براى كسانى كه از پى تو مى آیند عبرتى باشد و بى گمان بسیارى از مردم از نشانه هاى ما غافلند طبق گفته قران جنازه فرعون برای عبرت دیگران به ساحل افکنده شد

موریس بوکای پزشک برجسته فرانسوی که بعد از کالبدشکافی جسد مومیایی شده فرعون مصر مسلمان شده است از اسلام به عنوان یک معجزه نام می برد.

به گزارش اسلامیک مدیا پایگاه خبری"quranandscience.com"، "موریس بوکای" نوشت: در پایان دهه هشتاد میلادی به هنگام کالبد شکافی جسد مومیایی شده فرعون مصر به دستاوردهای تازه ای دست یافته بود که به مسلمان شدن وی انجامید.

وی در بررسی های خود بعد از آنکه جسد مومیایی شده را به "پاریس" انتقال داد، متوجه شد که فرعون مصر براثر غرق شدگی جان باخته است.

"بوکای" در ادامه تحقیقات خود فهمید که تمامی گزارش های علمی وی با آیات قرآن مطابقت دارد.

رئیس تیم کالبد شکافی فرانسه، همه گزارشهای علمی خود را با آخرین دستاوردهای جدید پزشکی با کمک کامپیوتر ارزیابی نمود.

وی اعتراف کرد که بیش از ۱۴۰۰ سال پیش کتاب آسمانی مسلمانان، کشفیات علمی وی را تایید کرده است و این درحالی است که روایت "تورات" از زندگی حضرت موسی و غرق شدن فرعون مصر با دستاوردهای علمی این پزشک برجسته فرانسوی به طور کامل همخوانی ندارد.

"بوکای" بعد از مشاهده نتیجه کالبد شکافی، به دین اسلام مشرف گردید و تا کنون به دنبال اثبات علمی دیگر آیات قرآن است.

این دانشمند فرانسوی با انتشار کتابی در همین زمینه، معجزه های علمی قرآن را بیان کرده است.

وی توانست در سال ۱۹۸۸ میلادی از آکادمی علوم فرانسه جایزه پژوهشگر سال را بدست آورد.


دانلود فیلم جنازه فرعون کسی که باموسی ع جنگید در موزه مصر  در ادامه مطلب ...















برچسب‌ها: فرعون, قران, موسی, اسلام, مسلمان
ادامه مطلب
نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |